|
میزبانی عشق
مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر نااودنهاي چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبانت خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم Permanent Link | Comments (0)
با همه ی احساسم می نویسم
طرح چشمون قشنگ ات در اتاقم نقش بسته شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي خيال كردم بري ميري از يادم تو رفتي و نرفت چيزي از يادم تو رفتي تازه عاشق تر شدم از اوني هم كه بود بدتر شدم صبح تا شب اين شده كارم كه واسه ي چشات بيدارم تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم تو به داد من رسيدي وقتي تنهاييم رو ديدي تو نذاشتي برم از دست اگه چيزي هم هنوز هست نازنينم اميد شيرينم من به جز تو كسي نمي بينم از اون روزي كه رفتي يه روز خوش نديدم به جز دستاي گرمت پناه و پشت نديدم زندگيم رو به پاي تو دادم اون روزا رو نمي ره از يادم نازنينم برس به فريادم Permanent Link | Comments (0)
باز هم زندگی
زندگي واسه ما آدما مثل دفتره... برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي Permanent Link | Comments (0)
برای سپیده ی زندگیم
با لبانی خشک و دستهای خالی به انتظار نشسته ام و آتش اشتیاقم را کسی جلودار نیست اشتیاقی که حتی دست نخورده ترین وجودم را شلاق میزند عشق تو را چه عاشقانه در دل دارم بی هیچ رنگ و ریایی همچون دستهایی که موقع باریدن اولین قطره باران آن را در دست دارم و مواظب هستم تا از دستش ندهم روزها طولانی ست و شبها آنقدر معطل می کنند که سپیده صدایش در می آید احساسی وصف نشدنی دارم تمام دنیا را با هر آنچه دارد از عطر و بوی تو سرشار می بینم شادی را با تو تمنا دارم و غم را برای پرستوهای شکسته بال می خواهم دستانم خالیست و دیدگانم خیس و بارانی ، همیشه زیر باران پشت پنجره خیس انتظار ماندم به انتظار دیدنت به انتظار بوییدنت به انتظار بوسیدنت ، خیس ماندم و نبودی تا برایم پنجره را بگشایی در این ثانیه های شکسته و ترک خورده تو را تمنا دارم شانه های امنت را می جویم و آغوش پر مهرت را گرمای آغوشت را هیچ جای دنیا حس نکردم مرا در بر گیر که بی تو می میرم که بی تو پوچ و خالی ام مرا در بر گیر که همچون ...............غروب می پاشم " تقدیم به سپیده " Permanent Link | Comments (0)
گریه ی من
ديشب ز رعد غصه چو باران گريستم دور از نگاه پنجره پنهان گريستم بغضم غريب بود اگر بی صدا شکست آهسته چون صدای غريبان گريستم بی چشم تو تبلور احساس سخت بود من با خيال روی تو آسان گريستم داغی به دل چو حسرت پروانه داشتم هر چند شمع بودم و گريان گريستم شب بود و اشک بود و غزل بود و ماه بود... چشم انتظار و اشک به دامان گريستم تکرار ميکنم غزل عاشقانه را... Permanent Link | Comments (0)
چه زیباست...
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به عشق تو سوختن و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي است بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد حرفها را گاه نمي توان گفت من لحظه هاي با تو بودن را با اشکهايم تداعي ميکنم Permanent Link | Comments (1)
وفا
Zendgi ba seda shoroo mishe , bi seda tamoom mishe! Eshgh ba tars shoroo mishe , ba ashk tamoom mishe! Doosti har jayi mitoone shoroo beshe , ama hich jaa tamoom nemishe Permanent Link | Comments (0)
دوست
پشت سرم قدم بر ندار من شاید نتونم برای تو راهنما باشم ..جلوتر از من هم قدم بر ندار .. شاید توانایی به دنبالت اومدن رو نداشته باشم.. کنارم قدم بردار و همراه و دوستم باش Permanent Link | Comments (0)
درد بی کسی
وقتي انسان كسي را ندارد كه دوستش بدارد ، ميل عميقي به مرگ در وجودش مي دود. ** ‹‹پائولو كوئيلو›› Permanent Link | Comments (0)
پایان ما
يكي داشت و يكي نداشت اون كه داشت تو بودي و اوني كه تورو داشت من، يكي خواست و يكي نخواست اوني كه خواست تو بودي اوني كه بي تو بودن رو نخواست من، يكي آورد و يكي نياورد اوني كه آورد تو بودي و اوني كه جز تو به هيچ كس ايمان نياورد من، يكي موند و يكي نموند اوني كه موند تو بودي اوني كه بدون تو نمي تونست بمونه من، يكي رفت و يكي نرفت اوني كه رفت تو بودي و اوني كه به خاطره تو تو قلب هيچ كس نرفت من .Permanent Link | Comments (0)
دخترک و پسرک
دخترك هميشه مي گفت:من براي نجابت، وفا و زيباييت عاشق تو شدم پسرك براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد ...اسب، سگ و يك پرنده زيبا! تا دخترك خواست دليل اينكار را بپرسد.... پسرك رفته بود براي هميشه Permanent Link | Comments (0)
جای کیست ؟
گريه کردن تا سحر کار من است. شاهد من چشم بيمار من است . فکر کردم که او يار من است. نه! فقط در فکر آزار من است. نيتش از عشق تنها خواهش است. ”دوستت دارم“ دروغي فاحش است. يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت. بغض تلخي در گلويم کرد و رفت. پايبند جستجويم کرد و رفت. عاقبت بي آبرويم کرد و رفت. اين دل ديوانه آخر جاي کيست؟ Permanent Link | Comments (0)
روی سنگ قبر من بنویسید...
روي سنگ قبر من بنويسيد؛ خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد؛ شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد؛ که پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد؛ اين درخت عمري براي هر تير وتيشه،دسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد؛ عمري پشت دري که باز نمي شد نشسته بود. Permanent Link | Comments (0)
دوست داشتن
گفتند دوست داشتن انتظار کشيدن است باورم نشد . گفتند دوست داشتن خون دل خوردن است باورم نشد . گفتند دوست داشتن جدايي است باورم نشد . گفتند دوست داشتن رنج کشيدن است باورم نشد . حالا تو را دوست دارم همه چيز باورم شد Permanent Link | Comments (0)
خلوت من
ميونه چند تا اتاقك سوت و كور خسته و خاموش يه نفر نشسته تنها انگاري شده فراموش دوتا چشم بارون نم نم ميزنه به روي گونه چقدر اين دل غصه داره آخ فقط خدا ميدونه لحظه هام آسه و آسه دست غمهاشون رو بسته صداي خرده جواهر يه نفر دل شكسته توي دل يه قصر تاريك چند نفر شادند و مستن انگاري خبر ندارن دل پيرا رو شكستن اونا اون پيره رو روندن فكر حالش رو نكردن نديدن پيراي خسته توي خلوت گريه كردن از توي همون اتاقك قاصدك خبر مياره يه نفر داره ميميره تنها اين چه روزگاره كي دلش اين همه سنگه كه اون رو گذاشته رفته خيلي ساله خيلي وقته نه يكي دو روز و هفته مگه رفته از يادش تنها همدمش تو بودي كوه پر صبر و صميمي واسه گريه هاش تو بودي توي اين روزا عزيزم منتظر باش برميگرده كوره ي داغ جدايي ديگه خاموش و سرده باز مياد گل تو سر به زيرو پر خجالت اما انقدر تو بزرگي نداري حتي شكايت اون دو تا چشماي خسته واسه ما چراغ راهه ما مي خوايم هميشه باشيم با صفا خدا گواهه Permanent Link | Comments (0)
شب مرد تنها
شبي با خيال تو همخونه شد دل نبودي نديدي چه ويرونه شد دل نبودي نديدي پريشوني هام رو فقط باد و بارون شنيدن صدام رو غمت سرد و وحشي به ويرونه ميزد دلم با تو خوش بود و پيمونه ميزد نه مرد قلندر نه آتش پرستم فقط با خيالت شبها مست مستم الهي اين سحر رو شكوها بميره خدا اين شبها رو از عاشق نگيره نه يك شب كه هر شب دلم بي قراره مي خواد مثل بارون بباره شب مرد تنها پر از ياد ياره پر از گريه ي تلخ بي اختياره شب مرد تنها شب بي تو مردن شب غربت و دل به مستي سپردن شباي جووني چه بي اعتباره همش بي قراري همش انتظاره Permanent Link | Comments (0)
نگفتم؟!!!
نگفته بودم از این شهر بد بیا برویم ؟! بیا به سمت یکی از ستاره ها برویم ؟! تمام مردم این شهر صورتک دارند ...به آب و آینه و آفتاب شک دارند ... نگفته بودمت اینان تمام سنگینند ؟! برای آینه ها خواب سنگ میبینند ؟! نگفته بودمت اینان دروغ پردازند ؟! برای آنچه نفهمند قصه می سازند ؟! چه ها کشیدی از اینان که صورتک دارند ... به عکس خویش در آینه نیز شک دارند ... ! Permanent Link | Comments (0)
" تو را هدیه می دهم "
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر. من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گلهاو تمام سخاوت هاي او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد Permanent Link | Comments (0)
دارم از تو می نویسم...
Permanent Link | Comments (0)
|
دفتر مهمان (
19 )
shokolateshiriگرچه هرگز گره از کار کسی نگشادم گره از اینکه به کاری نزدم دل شادم باری از دوش کسی بر نگرفتم همه عمر بار خود هم بسر بار ننهادم همه با دست پر از مایه گرفتار و اسیر من به عکس همه با دست تهی ازادم نا خدا گاه اگر خدمتی از دست برفت خاصیت بوده همانست که الله دادم 3 weeks ago mahya1
يکي بود، يکي نبود! 4 weeks ago shahbano
پشت نخستين ميزي كه 1 monthy ago |
|||